کاربرد بازی درمانی در درمان کودک ناشنوا

کاربرد بازی درمانی در درمان کودک ناشنوا

کاربرد بازی درمانی در درمان کودک ناشنوا

نویسنده: الیزابت اوربان

تأکید بر: بازی درمانی به عنوان ابزار درمانی برای یک دختر ۱۰ ساله دارای ناشنوایی شدید و مبتلا به ناسازگاری در محیط خانه و مدرسه.

مقدمه:

مطالعه موردی در ارتباط با یک دختر ۱۰ ساله شدیداً ناشنوا به نام ویرجینیا انجام گردید و کاربرد بازی درمانی در درمان کودک ناشنوا مورد بررسی قرار گرفت. اوربان شیوه خود را بازی درمانی روان پویایی می نامد. او فرایند درمان روان پویایی خود را با موضوعات متفاوت بازی درمانی بیان می کند. طول دوره درمان دو سال تحصیلی طول کشید.

مطالعه موردی:

ویرجینیا مشکل قابل توجهی در برقراری ارتباط داشت. او به جز چند کلمه قادر به گفتار نبود. و اگر چه زبان اشاره را یاد گرفته بود، استفاده از آن نمی کرد. ویرجینیا به علت تاریخچه طولانی از رفتارهای نامناسب مانند دزدی در مدرسه و منزل به مرکز درمانی برای بازی درمانی ارجاع داده شده بود. علاوه بر این در فرایند درمان، شلختگی و نقص در رشد زبانی، ادراک و خلق غالباً افسرده او نیز مورد توجه بود. معلم او نیز از غیر قابل کنترل بودن ویرجینیا در کلاس و کله شقی او گله مند بود. ویرجینیا اصلاً در کلاس محبوب نبود و سعی می کرد با فعالیت های نامناسب توجه دیگران را به سوی خود جلب کند، از جانب گروه پسران کلاس نیز مورد آزار قرار می گرفت.

برای اصلاح دید، ویرجینیا مجبور به زدن عینکی با شیشه های بسیار کلفت بود، لوچی چشم نیز داشت که خارج از کنترلش بود. با این حال او موهای طلایی فرفری داشت و چهره اش زیبا بود، از سمعک نیز استفاده می کرد و به نظر می رسید که نسبت به درجات مختلف صدا از خود واکنش و حساسیت نشان می دهد. علت ناشنوایی شدید وی ناشناخته بود اما به نظر می آمد که از بدو تولد این نقص را داشته است.

مداخله:

به خاطر برنامه خاص ویرجینیا و مدرسه، درمان او در دو مرحله انجام گردید. بخش اول آن از آغاز بهار تا شروع تعطیلات تابستانی طول کشید و بخش دوم تمام طول سال تحصیلی بعد ادامه داشت. نویسنده متوجه دو تفاوت عینی میان دو مرحله بازی درمانی شد مرحله نخست؛ جوش و خروش و هیجان خاصی برای او به همراه داشت اما در مرحله دوم آرامتر بود. نخستین جلسه با ناراحتی و ارتباط کمی با درمانگر و ویرجینیا آغاز شد و این موضوع به عنوان واپس زدن درمانگر تفسیر شد. در این جلسه ویرجینیا عکس زشتی از یک شخص کشید که به عنوان ادراک او از خود مورد تفسیر قرار گرفت. در جلسه چهارم بازی درمانی الگویی شکل گرفت که در تمامی طول جلسات بعدی ادامه پیدا کرد. در این الگو ویرجینیا امتناع خود در پذیرش بازی درمانگر را به شیوه ای جالب نشان داد. او تعدادی از اسباب بازی ها را کنار گذاشته بود و هرگز با آنها بازی نمی کرد. معمولاً یک اتاق معاینه پزشک و یک کلاس درس درست می کرد و در ضمن بازی ارتباط بسیار خشن را بین معلم و شاگرد را بازنمایی میکرد و یا ارتباط خشن و نامناسب را بین پزشک و بیمار بازی می کرد. پس از پایان دوره ویرجینیا پذیرش بیشتری از بازی درمانگر را نشان می داد. در واقع نوعی احساس وابستگی به درمانگر پیدا کرده بود، والدین او نیز گزارش داده بودند که رفتارش مثبت تر شده است و احساس آرامش بیشتری می کند، و کمتر احساس تحت فشار بودن دارد، و علاقه بیشتری به ارتباطات اجتماعی نشان می دهد. همچنین پس از شروع جلسات بازی درمانی دیگر گزارشی از دزدی در خانه و مدرسه توسط وی داده نشد. مرحله دوم بازی درمانی که بر اساس توصیه قبلی در آغاز پاییز انجام شد، نشان دهنده ارتباط عاطفی و جسمی بیشتری بین ویرجینیا و درمانگر بود. در این مرحله بازی های ویرجینیا عبارت بودند از تلفن بازی و وانمود کردن برقراری ارتباط با دوستان. در آغاز فرایند درمان برای ویرجینیا ناشنوایی مساوی بود با ناتوانی مطلق برقراری ارتباط با افراد دیگر، افرادی که همگی از او انتقاد می کردند و اورا مورد آزار قرار میدادند، اما در انتهای جلسات نکات مثبتی که در سطور بالا به آن ها اشاره شد در او ایجاد شدند. علاوه بر این اعتماد به نفس وی نیز بهبودی حاصل کرد و سطح مهارت اشاره ای وی نیز ارتقا یافت.

تفسیر:

بازی درمانی ثابت کرد که می تواند ناتوانی هایی مانند عدم کنترل خود و شلختگی را تحت تأثیر قرار دهد. فراهم سازی فرصت برقراری ارتباط برای یک کودک با استفاده از زبان خاص خود، نوعی تقویت و افزایش توان است. این امر خصوصاً در مورد کودکانی که از نقص ارتباط در حیطه های مختلف رنج می برند صادق است. علی رغم جمله آخری اوربان که می گوید؛ “فرایند درمان نتوانست بطور واضح نشان دهد که احساس ویرجینیا از ناشنوایی چیست”، ویرجینیا بهره فراوانی از بازی درمانی بدست آورد. گرچه ممکن است او احساس خود از ناشنواییش را نشان نداده باشد، اما بازی درمانی موضوعات و احساسات دیگری را در این فرایند مورد باز بینی قرار داد. به نظر می رسید که ویرجینیا در مقایسه با موضوعات مورد نظر مکتب تحلیل روانی، بیشتر تحت تأثیر ارتباطات ناشی از بازی درمانی قرار گرفته بود. هر چند درمانگر عبارات مربوط به بیان خود را به عنوان بخشی از فرایند درمان در نظر گرفته بود، اما در نهایت می گوید ” به نظر می رسید که ویرجینیا به انچه که من می گفتم علاقه مند نبود.” جنبه های چندگانه قدرت و کنترل که از ویژگیهای کودکان نا امید از توانایی شنیدن و شنیده شدن می باشد، در طول بازی درمانی مورد بررسی قرار گرفت. بازی درمانگر مطالعه موردی خود را با گفتن این موضوع به انتها می رساند، “برای ویرجینیا بسیار مهم بود که در فرایند بازی درمانی همیشه شروع کننده باشد، این موضوع و توجه به ان عنصری کلیدی واکنش مثبت ویرجینیا به فرایند درمان بود”.

ارسال نظر