کاربرد بازی درمانی درترس و اضطراب

کاربرد بازی درمانی درترس و اضطراب

کاربرد بازی درمانی درترس و اضطراب

بازی درمانی با کودک مضطربی که موهای سرش را می کند(وسواس موکنی).

نویسنده: کارن بارلو، گری لاندرث، و جوانا ستروتر

تأکید بر: بازی درمانی با کودک چهار ساله ای که احساس می کرد با تولد نوزاد دیگری در خانواده از “منزلت” افتاده است، به علاوه از جدایی از مادر به شدت می ترسید، و مراقبان خود را باکندن موها و خوردن آن نگران می کرد.

 

مقدمه:

بنا بر اعتقاد نویسندگان این مقاله بین رشد احساسی اولیه فرد در خانواده و رشد احساسی موجود در بازی درمانی ارتباطی موازی وجود دارد. نانسی با پدر و مادر و خواهر چهار ماهه اش زندگی می کرد. مادر او بیش از اندازه از نوزاد چهار ماهه اش مراقبت می کرد و فرصت کمی برای نانسی باقی می گذاشت، و به علاوه مادر از نوعی بیماری رنج می برد که باعث بستری شدن پی در پی او به مدت چند روز در بیمارستان می شد. به نظر می رسید که ترس نانسی ناشی از این موضوع است که هیچ فرد یا شرایط پایداری را در زندگی خود نمی یابد. علاوه بر این مادر و مادر بزرگ نانسی اشخاص مضطرب و نگرانی بودند که معمولاً اغلب فعالیت های نانسی را محدود می کردند. نانسی با سرکشی و مخالفت از خود واکنش نشان می داد.، در خلال جلسات هفته ای یکبار در اتاق بازی، بازی درمانگر شیوه کودک محوری غیر مستقیم را مورد استفاده قرار داد.

مطالعه موردی:

در نخستین جلسه نانسی محیط بازی درمانی را کشف کرد. در اواسط جلسه دوم شروع به بازی با آب و ماسه کرد.در جلسه سوم دو عروسک بچه را در درون  اجاق اسباب بازی قرار داد و در حالی که از شیشه عروسک شیر می خورد در درون گهواره دراز کشید. در سه جلسه پس از آن نیز بازی با عروسک کودک ادامه یافت، پس از آن نانسی با چنگ زدن خمیر بازی و لگد کردن آن و ریختن رنگ، احساساتش را رها کرد در جلسه پنجم خشم شدیدی از خود نشان داد عروسک های بچه را از تختشان به بیرون پرتاب کرد و در جای آنان دراز کشید، و شروع به خوردن شیشه شیر آنان کرد، سپس از درمانگر درخواست کرد که اجازه دهد روی زانو های او بنشیند و تکان بخورد. در جلسه پنجم درمانگر متوجه شد که کرک ظریف موی کودکانه سر نانسی را پوشانده و شروع به رشد کرده اند، پس از این پنج جلسه دیگر بازی با عروسک بچه تکرار نشد و به عنوان موضوعی مربوط به گذشته در نظر گرفته شد.

در جلسه هفتم، درمانگر متوجه شد که تمامی سر نانسی با تارهای طلایی مو پوشیده شده است. نقاشی کردن، کندن و چنگ زدن خمیر بازی، آلوده کردن دست ها به رنگ، و استفاده از مقادیر متنابهی چسب و کاغذ به عنوان پایه های اولیه بازی در نظر گرفته شدند. در ضمن یک بازی نمایشی در جلسه هفتم، نانسی آگاهی خود از عادت کندن مو را بیان کرد، او گفت” وقتی مامان می گوید”نه” تو انگشتت را میک بزن و موهایت را بکن و بخور”. پس از هشت جلسه بازی درمانی قطع شد.

تفسیر:

تجربه بازی درمانی به نانسی این امکان را داد که تجارب خود را سازمان دهد، احساساتش را بیان کند و ارتباطات را کشف کند. پژوهشگران چنین نتیجه گیری می کنند که فضای ایجاد شده توسط درمانگر نخستین و مهم ترین عامل در روش درمانی بود که نانسی را قادر ساخت تا احساس آزادی ابراز وجود کند. احساسی که تا پیش از ان هرگز نتوانسته بود تجربه کند. بازی نانسی با عروسک های نوزاد پستانک و شیشه شیر و رختخواب بچه تجربه منحصر به فردی بود که به وی کمک کرد تا تضادهای درونی خود را حل کند و به تجربه کردن بپردازد. در این مورد و موارد مشابه، معلوم می شود که گاهی حوادث مهم و خاص زندگی کودک خود را در بازی ها و تداعی های وی نشان می دهد. نانسی هیچ گاه در جلسات بازی درمانی موهایش را نکند و عملکردهایی از این نوع را از خود نشان نداد. او به صورت کلامی در مورد رفتار خود قضاوت کرد. رشد مجدد موهای نانسی دلیل روشنی بر تأثیر بازی درمانی بر او بود.

ارسال نظر