پژوهشی ساده در بازی درمانی با استفاده از روش ترکیبی

نمونه ای از پژوهشی ساده در بازی درمانی با استفاده از روش ترکیبی

پژوهشی ساده در بازی درمانی با استفاده از روش ترکیبی

در مطلبی که در ادامه در مورد پژوهشی ساده در بازی درمانی با استفاده از روش ترکیبی توضیح خواهیم داد که چگونه با بازی درمانی مراجع را تحت درمان قرار می دهیم.

مراجع متولد ۱۳۶۴ است. وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده متوسط به پائین می باشد. پدر خانواده را ترک کرده است. وی دو برادر و یک خواهر دارد که دور از خانواده مشغول به کارند، به پدر بسیار وابسته است ولی این ارتباط از جانب پدر غیرعاطفی و خشن بوده و مراجع مورد آزار و تنبیه بدنی قرار می گرفته است. مراجع در حال حاضر با مادر زندگی می کند و رابطه بسیار خوبی با او دارد.

نوع اختلال او تریزومی کروموزوم ۲۱ میباشد. هوش او بر اساس گزارش روانشناس مرکز با استفاده از آزمون ریون، بین ۵۰ تا ۵۵ (ناتوانی هوشی متوسط) اعلام شده است. مراجع، بیماری تیروئید نیز دارد…. وی توانایی اندکی در خواندن و نوشتن و شناسایی اعداد دارد و در حال حاضر در مقطع راهنمایی در مدرسه استثنایی درس می خواند. به دلیل ضربه وارد شده به گوش توانایی شنیدن یکی از گوش هایش پائین آمده است. قادر به انجام امور شخصی خود می باشد. دچار ترس شدید نسبت به لمس و صدا است و انزوا و گوشه گیری دارد.

برنامه مداخله بازی درمانی برای ۱۳ جلسه ۴۵ دقیقه ای تنظیم و اجرا گردید. شروع برنامه با استفاده از مداخلات بسیار ساده و ابتدایی و به منظور برقراری ارتباط و بهبودی سطح آن انجام گرفت.

در نهایت یک جلسه اضافی نیز به عنوان یادآوری یک ماه پس از اتمام درمان به عنوان ردیابی اثر درمان در نظر گرفته شد.

هدف:

آنچه به عنوان هدف در طول دوره درمان مدنظر بوده افزایش هماهنگی چشم و دست مراجع و تمرکز او بوده است که بر اساس همین هدف ارزیابی اولیه صورت گرفته است.

ارزیابی اولیه:

در ارزیابی اولیه مشاهده شده که سطح تمرکز مراجع بسیار پایین بوده به صورتی که هیچ تمرکزی روی محرکها نداشته حتی به درستی به گفته های درمانگر نیز گوش نمی داد.

روش ارزیابی به این گونه است که مراجع باید از فاصله سه متری توپ(پلاستیکی معمولی) را به داخل سبد به قطر ۴۴ سانتی متر پرتاب می کرد. این روش هم به عنوان پیش آزمون و هم به عنوان آزمونی برای سنجش کارایی مداخلات در انتهای برنامه درمانی مورد استفاده قرار گرفت که در تمام طول مداخلات فاصله و اندازه توپ و سبد ثابت بوده است. در مرحله خط پایه مشخص شد که از ۲۰ پرتاب سه پرتاب صحیح به درون سبد انجام شده بود که نحوه افزایش آن در طی جلسات بازی درمانی روی نمودار مشخص شده است.

مراجع علائم ترس و توهم را از خود نشان می داد به نحوی که مدام با خود حرف می زد و از کوچک ترین تحریکی می ترسید به خصوص تماس دستی این علائم را تشدید می کرد. نحوه ارتباط مراجع با درمانگر بسیار ضعیف بود و تقریباً “ارتباط چشمی” وجود نداشت. هر چند این مسائل (وضعیت اجتماعی و ارتباطی مراجع) در دسته اهداف اولیه مورد تأکید قرار نگرفته اند و به عنوان اثرات فرعی مداخله مورد بررسی قرار گرفته می شوند و در پایان مداخله، ارزیابی در زمینه احتمال روی دادن چنین تغییری انجام خواهد شد.

اخلاقیات:

موضوع انجام مطالعه در طی یک جلسه حضوری با مادر مراجع مطرح و اجازه شفاهی ایشان کسب شد. برای مادر اهمیت انجام مطالعه توضیح داده شد و مشکلات و نکات منفی پژوهش نیز توضیح داده شد( از جمله دور کردن مراجع در ساعت هایی از برنامه آموزشی جمعی و درخواست از وی برای انجام فعالیت هایی خاص).

روش انجام کار:

  • بیان شفاهی فعالیت به مراجع و انجام کار توسط درمانگر
  • شروع آموزش عملی با استفاده از تکنیک های ایجاد رفتار
  • روش های مورد استفاده عبارت بودند از زنجیره سازی معکوس یا مستقیم و مدل سازی توسط مربی و تمرین بینایی.

روندکار به این صورت بود که مراجع به صورت شفاهی با عمل روبرو می شد و راهنمایی هایی به منظور انجام فعالیت صورت می گرفت و در این زمان حداقل واکنش صحیح وی بلافاصله تشویق می شد.

اگر واکنش مراجع صحیح نبود راهنمایی مربی تکرار می شد و الگویی صحیح از پاسخ به وی ارائه می شد.

اگر مراجع باز هم پاسخ صحیح نمی داد ضمن تکرار دستور با گرفتن دست وی شیوۀ صحیح انجام کار به طور عملی و با کمک خود وی نشان داده می شد.

درمانگر نحوه انجام بازی ها را به مراجع نشان می داد(الگو دهی) و از او می خواست که همان حرکات را انجام دهد. در صورت انجام اشتباه حرکت درخواست شده درمانگر دست های مراجع را گرفته و نحوه انجام فعالیت را با هم انجام می دادند. در طول دوره درمان نیز هر جا مراجع به علت عدم تمرکز، حرکات را به درستی انجام نمی داد تنها تذکر شفاهی برای اصلاح حرکت یاد گرفته شده کافی بود.

برای از بین بردن ترس مراجع این گونه عمل شد که درمانگر بعد از چند جلسه برای تشویق علاوه بر تحسین و تشویق کلامی ضربات بسیار آرامی به پشت مراجع می زد به طوری که بعد از مدتی مراجع دیگر از تماس دستی نمی ترسید و همچنین برای مراجع توضیح داده شد که دیگران در صدد آزار و اذیت او نیستند و او را دوست دارند.

نوع مداخلات:

در مداخلات اصلی بازی هایی با تأکید بر بعد حسی- حرکتی مد نظر بوده که در آن ها از شیوه بازی درمانی انفرادی(فقط با حضور درمانگر و مراجع) استفاده شد. مدل مورد استفاده بازی درمانی کوتاه مدت ساخت دار بود که برای گروه مبتلا به مشکلات ذهنی توصیه می شود. البته در چند جلسه فردی به عنوان مشاهده گر وجود داشت تا واکنش مراجع نسبت به حضور دیگران مشخص شود.

بازی ها با استفاده از چند وسیله ساده انجام می گرفت که عبارتند از چند توپ پلاستیکی کوچک/ توپ پلاستیکی معمولی/ بادکنک/ حلقه چوبی و سبد.

چون مراجع نسبت به کلمات عامیانه واکنش بسیار مثبتی داشت برای ارتباط و تشویق او از همین نوع کلمات استفاده می شد به عبارتی نوع تقویت کننده ها تقویت کننده های لفظی و اجتماعی بوده اند.

نحوه انجام بازی ها بدین گونه بوده است:

  • یک توپ کوچک در دست درمانگر و یک توپ نیز در دست مراجع قرار داده شده و با شمارش درمانگر هر دو توپها را به بالا پرتاب کرده و سپس آن را مجدداً می گیرند. در این بازی دو هدف مد نظر بود نخست شمارش توسط درمانگر و دوم هماهنگی بین چشم و دست.
  • در بازی با بادکنک چون بادکنک حالت معلق در هوا دارد، مراجع برای اینکه بتواند به آن ضربه بزند باید دست و چشم خود را هماهنگ کند و همچنین تعادل بدن و شدت ضربه وارد شده به بادکنک نیز مهم است.
  • نحوه استفاده از حلقه چوبی بدین گونه بود که حلقه چوبی در وسط قرار گرفته و مراجع در یک طرف آن و درمانگر در طرف دیگر. در این حالت با شمارش درمانگر یا دست زدن مراجع توپ را از داخل حلقه به سمت درمانگر پرتاب می کرد.
  • نقطه بازی: به این ترتیب که درمانگر نقاطی روی کاغذ رسم کرده و از مراجع می خواست که آن ها را به هم وصل کند.

نتایج:

در سطح کمی:

تعداد پرتاب های مراجع به درون سبد از سه مورد در مرحله خط پایه، به ۱۲ پرتاب رسیده و در آن حد تثبیت شد. در مرحله یادآوری که یک ماه پس از اتمام درمان انجام شد، این میزان ۱۱ مورد بود.

در سطح کیفی:

تغییرات کیفی بیشتر در زمینه احساسات مراجع مشاهده می شد مثلاً قبل از شروع مداخلات مراجع از تماس دستی بسیار وحشت داشت، تن صدا بسیار پایین بود و در برقراری ارتباط ضعیف نشان می داد. ولی بعد از انجام مداخلات مشاهده شد که تقریباً ترس او از بین رفته و هنگام صحبت، تن صدای بالاتری داشت و ارتباط چشمی برقرار می کرد.

مربی آموزشی وی نیز گزارش های مثبتی مبنی بر کم شدن میزان ترس و بهبودی سطح ارتباطات وی ارائه کرده است. بر اساس نظر مادر در نحوه ارتباط مراجع در خانه نیز تغییرات مثبتی روی داده است.

متغیرهای غیر قابل کنترل:

چون مراجع کار ساخت پاکت انجام می داد، دست های او به مقداری چسب مایع آلوده بود که همین باعث تغییر توجه و پرت شدن حواس مراجع می شد.

تعداد جلسات دو روز در هفته و زمان آن در حدود ساعت ۹:۳۰ الی ۱۰:۱۵ صبح بود. که این زمان به دلیل انجام فعالیت حرفه ای توسط مراجع، از جانب مرکز به درمانگر ابلاغ شده و تقریباً ثابت بود.

مباحثه:

افزایش در سطح میزان پرتاب های موفق می تواند شاخصی برای نشان دادن افزایش توانمندی چشم و دست وی در نظر گرفته شود. این گزارش موردی علاوه بر این تأیید کننده این اعتقاد می باشد که به دلیل مشکلات متعدد شناختی افراد مبتلا به ناتوانایی های هوشی، بازی درمانی دارای ساخت می تواند اثر مثبت بیشتری برای این گروه در مقایسه با شیوه آزاد و فاقد ساخت داشته باشد.

همچنین به نظر می رسد افزایش امکانات اتاق بازی به درمانگر و مدد جو این فرصت را می دهد که وسایل مورد نیاز خود را بهتر انتخاب کنند. به علاوه امکان انتخاب زمان های مناسب تری برای انجام مداخلات به شیوه بازی درمانی می تواند اثر بخشی مداخلات را بیشتر کند.

ارسال نظر