نقش بازی های نمایشی در رشد شناختی و عاطفی کودکان

نقش بازی های نمایشی در رشد شناختی و عاطفی کودکان

نقش بازی های نمایشی در رشد شناختی و عاطفی کودکان

توانایی برقراری ارتباطات احساسی و ابراز عقاید و خواسته ها و نشان دادن واکنش های عاطفی و رفتاری از طریق شیوه های غیر کلامی در انسان ذاتی است. کودکان نیز نسبت به حالات و رفتار یکدیگر آگاهی زیادی دارند. به این دلیل است که روانشناسان و متخصصان بازی کودکان در سطح گسترده ای مایل هستند که واکنش های خلاق کودکان کم سن را بدون واسطه مورد بررسی قرار داده و درک کنند و نقش بازی های نمایشی در رشد شناختی و عاطفی کودکان را بررسی نمایند. در چنین زمانی است که جزئیات روابط و احساسات کودکان بدون کلام و با استفاده از حرکات نشان داده می شود و خواسته ها و علائق آنان را آشکار می سازد.

بازی های نمایشی به گروهی از بازی ها اتلاق می شوند که در فرایند شکل گیری استعاره ها و نمادها و توانایی کودک در استفاده درست و مناسب از آنها از اهمیت اساسی برخوردار هستند. در بازی های نمایشی یک شخص، یک شیء یا یک جریان به صورت استعاره ای مورد استفاده قرار گرفته می شود. کودک این شخص یا شیء را به صورت نمادین چیز دیگری فرض می کند (مثلاً یک تکه چوب را به عنوان اسب مورد استفاده قرار می دهد و یا همبازی خود را درختی پر شاخ و برگ فرض می کند.) کودک می تواند خود را به جای اشخاص و یا اشیائی بگذارد که به آنها علاقمند است و یا به آن ها اهمیت می دهد. در ضمن انجام این بازی ها است که نقش های گوناگون اجتماعی را تجربه می کند، با دیگران هماهنگ می شود احساسات و عواطف آنها را بازنمایی می کند و همدلی با دیگران را می آزماید و کم کم مفاهیم انتزاعی در نظرش صورت عینی و قابل لمس می یابد.

پانتومیم و یا اجرای فعالیت های نمایشی و بازی کردن نقش ها بدون استفاده از کلام می تواند سطح استفاده از این نمادها و استعاره ها را گسترش داده و به آن معنا ببخشد. برای استفاده از این فعالیت در مراکز پیش دبستانی و دبستان، صمدی(۱۳۸۴)موارد زیر را مورد توجه قرار داده است:

  • واکنش های انفرادی و متکی بر مشاهده مستقیم: در زمان انجام حرکات نمایشی و بدون کلام بهتر است همه کودکان مانند یک گروه عمل کنند. محل از نظر نورپردازی دارای روشنایی کافی و مناسب باشد و فضا به گونه ای باشد که کودکان بتوانند به راحتی روی زمین بنشینند. توصیه این است که کودکان به صورت دایره وار بنشینند و فضایی را جلوی مربی خالی و باز بگذارند. در این حالت می توان از یکی از کودکان درخواست کرد تا فعالیت های ساده ای انجام دهد مثلاً صندلی را بیاورد و روی آن بنشیند و یا کتابی را از گوشه کتابخانه بردارد و یا با طناب بازی کند. این فعالیت ها باید به صورت واقعی انجام شوند. هنگامی که انجام این حرکات تمام شد، از گروه بخواهید که یک نفر به طور داوطلب اعمالی را که شاهد بوده بازنمایی کرده و به صورت پانتومیم نشان دهد.
  • قضاوت گروه در مورد نحوه اجرای کودک: پس اتمام اجرای کودک از فرد دیگری بخواهید که در مورد نحوه بازنمایی او قضاوت کند. اهمیت قضاوت در این است که اغلب کودک دوم که قرار است نظردهی کند حرکات فراموش شده توسط کودک اول را گفته و یا بازنمایی می کند. در مورد اجرای کودک دوم نیز بهتر است مربی اظهار نظر کند و سایر کودکان را در بحث درگیر کند تا درگیری کودکان در اجرای نقش عمیق تر شده و به حرکتی معنی دار تبدیل شود. ادامه بحث درمورد اجرای دیگران به سؤالات اساسی منتهی می شود که توسط مربی پرسیده می شوند و از کودکان درخواست می شود در مورد آن ها فکر کنند. اغلب این سؤالات بر حرکات بدن و اشارات تمرکز دارند. مثلاً آیا تمام مردم با پای راست شروع به راه رفتن می کنند؟ یا بعضی می توانند با پای چپ این کار را انجام دهند؟ سایر کودکان نیز می توانند انجام این حرکات را متفاوت با آنچه که تا کنون انجام می دادند تجربه کنند. از این طریق تمامی کودکان گروه، فرصت تجربه مشاهدات و حرکات متنوع را بدست خواهند آورد. این فرصت می تواند پایه ای برای برای بیانات و باورهای بعدی آنان در مورد تفاوت افراد با یکدیگر باشد.
  • آزاد گذاشتن کودکان در انتخاب موضوع: در شروع فعالیت بسیاری از کودکان مایلند موضوعاتی را که بایستی به صورت نمایش بدون کلام اجرا کنند، خود انتخاب کنند(مثلاً صبح از خواب بیدار شدن و از رختخواب بلند شدن و یا موارد مشابه). اولین اجراهای کودکان معمولاً کم مایه و ضعیف است. علت این امر این است که درک مبهم و نامشخصی از حرکات اصلی و اعمالی که می خواهند نشان دهند دارند. در نتیجه اگر امکان هدایت و جهت دهی حرکات بدون کلام آنها وجود داشته باشد بایستی حداکثر بهره را از آنها برد. در ضمن هدایت کودکان است که می توان آنها را کنترل کرد و از انجام اتفاقی حرکات پیشگیری کرد و کودکان را واداشت که به شخصیت و یا جریان فکر کنند و سپس فعالیت های مربوط به آن را بازنمایی کنند. در این صورت توجه کودک به حرکاتی معطوف می شود که در هنگام اجرای اعمال روزانه مورد استفاده قرار گرفته می شوند.
  • واکنش های فردی بر اساس یادآوری مشاهدات: پس از آنکه کودکان بتدریج پیشرفت کرده و اجرای دسته هایی از رویدادهای به یاد مانده را آغاز کردند، نیاز به اجرای واقعی اعمال ساده و پیش پا افتاده قبلی کاهش می یابد. بسیاری از آنان می توانند اجرای نقش را بر اساس یادآوری و با استفاده از حافظه خود انجام دهند. می توان از آنها درخواست کرد که داوطلبانه اجرای نقش های ساده ای را که متکی بر یادآوری های پیشین است انجام دهند(مثلاً شستشوی بدن، مسواک زدن دندان ها، خوردن یک موز، باد کردن یک بادکنک، نوشیدن یک فنجان شیر داغ و ….) بعد از اجرای پانتومیم، عملکرد آنان و نحوه اجرای فعالیت ها مورد بحث قرار می گیرد و از آنها خواسته می شود که روی حالت های مناسب صورت و نیز اشاراتی که توسط اجرا کننده انجام شده است بحث کنند.
  • نشان دادن حالت های صورت و احساسات منعکس شده در آن: کودکان می توانند به صورت گروهی و همزمان با هم فعالیت کنند. در چنین وضعیتی بهتر است دور هم و روی زمین بنشینند. هر کدام واکنشی را که مایل هستند نشان دهند را انتخاب کنند. بهتر است ابتدا مربی اطلاعاتی در مورد این حالت ها به بچه ها ارائه کند. مثلاً با بچه ها صحبت کند و نوع احساسی را که موجب بروز واکنش چهره ای خاصی در فرد می شود را مطرح کند(حالت فردی که عصبانی شده است و می خواهد دعوا کند، فردی که خبر خوبی را شنیده است و یا کسی که ناراحت است و می خواهد گریه کند، یا نشان دادن فردی که دندان درد دارد) پس از آن کودکان می توانند واکنشهای انتخابی خود را نشان دهند. برای شروع کار حتی می توان به کودکان پیشنهاداتی در مورد اجرا و یا انتخاب موضوع ارائه کرد.
  • فعالیت ها و اجراهای تعاملی: با در نظرگیری موارد ذکر شده قبلی و انجام تمرینات پیشین کم کم می توان از کودکان درخواست کرد که به اجراهای دو نفره بپردازند. برای این منظور می توان از موضوع شخصی که در آیینه به خود نگاه می کند استفاده کرد. یعنی یکی از بچه ها چنین وانمود کند که در آیینه خود رامی بیند و کودک دیگر چنین وانمود کند که تصویر وی است و حرکات او را تقلید کند. آن دو روبروی هم قرار می گیرند و عمیقاً متوجه حرکات یکدیگر خواهند شد. باید از کودک درخواست کرد که عکس العملهای چهره های یکدیگر را نیز مورد توجه قرار دهند و آن ها را منعکس کنند. موقعیت هایی که حس بینایی در آن ها نقش اساسی دارند می توانند در نظم بخشیدن به افکار کودکان مؤثر باشند و به آنان کمک کند تا یاد بگیرند که چگونه کمترین اطلاعات را برای کنترل موقعیت بکار گیرند. این امر باعث می شود دقیق تر بیندیشند. موضوعات دو نفره دیگر می توانند در ارتباط با رابطه مادر و فرزند و یا دو دوست صمیمی باشد و رفتارهایی که در چنین شرایطی پیش می آیند، بازنمایی کند.

شخصیت های خیالی: در آغاز امر بهتر است بر موقعیت های واقعی تأکید شود و پس از کسب مهارت کودکان بر این موضوعات می توان از آنان درخواست کرد تا به خلق شخصیت بپردازند. و یا صحنه ای را که شاهدش بودند را اجرا کنند و نقش یک شخصیت تلویزیونی یا کارتونی را ایفا کنند. معمولاً دخترها دوست دارند نقش شخصیت های افسانه ای کارتونی را ایفا کنند مثلاً در نقش سیندرلا ظاهر شوند و پسرها در نقش بتمن و یا زورو. این شخصیت ها کلیشه ای هستند باید در مورد آنها با کودکان صحبت کرد و به آنها کمک کرد که درک کنند هر نامادری مانند نامادری سیندرلا بد نیست و بهتر است تصورات خودشان را از قصه ها و افسانه ها نشان دهند. می توان کتابی را برای بچه ها بخواند و از آنان درخواست کرد که شخصیت کتاب را به صورت پانتومیمی بازآفرینی کنند. در این قسمت می توان از شخصیت های افسانه ای موجود در ادبیات قدیمی استفاده کرد مثلاً شخصیت رستم. کتاب های مصور می تواند زمینه های زیادی را برای خلافیت کودکان از این نظر فراهم کند. داستانهایی در مورد حیوانات نیز برای بچه ها جذابیت زیادی دارند مربی می تواند قصه ای در مورد یک حیوان برای بچه ها بخواند و یا تعریف کند و پس از آن از بچه ها بخواهد حرکات حیوان را به صورت پانتومیم اجرا کنند و یا حتی اجراهای صدادار هم داشته باشند و همراه با انجام حرکات حیوان مورد نظر صدای آن را نیز تقلید کنند و در صورت آماده بودن فضا و امکان پرسه زنی آزاد برای کودکان می توان از آنها درخواست کرد تا محیطی مانند یک باغ وحش یا جزیره را بازنمایی کنند. این موضوع می تواند زمینه ای برای انجام حرکات خلاق و موزون نیز باشد. مثلاً در خلال زمانی که گروهی در یک باغ وحش یا یک جزیره در حال گردش هستند گروه دیگر می تواند حیوانات مختلف را بازنمایی کند. گروهی حرکات دریا را نشان دهند و گروهی نیز دسته هایی از پاروزنانی را بازنمایی کنند که در حال برگشت به جزیره هستند. در این مرحله می توان آموزش مسائل و واقعیت های تاریخی را به کودکان آغاز کرد و پانتومیمی را بر اساس مناسبت های تاریخی و یا مذهبی برنامه ریزی کرد. اجراهای گروهی کودکان را شاد خواهد کرد و مخصوصاً وقتی به آنها اجازه داده می شود که به مقتضای موضوع از لباس ها و جعبه ها و تکه پارچه های مختلف به عنوان دکور استفاده کنند. اغلب در هنگام اجرای نمایش پانتومیم که بایستی بدون کلام باشد ناخودآگاه الفاظ و گفته هایی را بیان می کنند. مخصوصاً هنگامی که در مجسم کردن حالت ویا احساس شخصیت مورد نظر خود احساس ناتوانایی کنند. این فعالیت خودبخود آن ها را به یک سطح بالاتر برده و به مرحله اجرای نمایش های کلامی خواهد کشاند

ارسال نظر