نظرات روانشناسان بر ارزش بازی

نظرات روانشناسان بر ارزش بازی

نظرات روانشناسان بر ارزش بازی

در این مقاله به نظرات روانشناسان بر ارزش بازی کردن کودکان می پردازیم. پری و آرچر تأکید فراوانی بر ارزش بازی دارند. به اعتقاد آنان بازی زمینه ای را فراهم می آورد که به کمک آن مهارت های اجتماعی و شناختی یاد گرفته و تمرین می شوند. عده ای دیگر از روانشناسان قدمی فراتر نهاده و فواید اولیه بازی های نمادین را مورد تأکید قرار داده و بر جنبه درمانی آن تأکید می کنند، این نوع از بازی امکان دستیابی به خواسته ها و آرزوها را برای کودک فراهم می کند. این دسته از بازی به شدت مورد توجه روان شناسان پیرو مکتب تحلیل روانی است. ایزاکز از پیروان ملانی کلاین آرزوها و خواسته های اولیه عده ای از افراد را مورد بررسی قرارداد و دریافت که اشیای نمادین و اسباب بازی ها خواسته های اولیه و دوران کودکی را در آنان تداعی می کند. خواسته هایی که اغلب توسط والدین آنان و در کودکی سرکوب شده بودند.

از دیدگاه تحلیل روانی نخستین نمود ارزشی جهان فیزیکی برای کودکان از طریق بازی خود را نشان می دهد. کودک از این طریق آرزوهای فردی و اندیشه هایش را به صورت خام بیان می کند. در این فرم اولیه و خام تمامی اشیای مورد استفاده دارای معنی سمبولیک و خام می باشند که از رؤیاها و خواسته های فرد سرچشمه می گیرند. بر همین اساس ایزاکز معتقد است؛

“یکی از بزرگ ترین و جدی ترین اشتباهات این است که کودک مجبور به استفاده و پذیرش دستورات و آموزش های مربیان در ارتباط با کسب مهارت های اصلی و شناختی شود” کودکان بایستی آزادی عمل داشته باشند تا خود به شناخت برسند و انتخاب نمایند. هر کوششی برای آموزش اجباری این امور، به کودک لطمه خواهد زد و حاصلی غیر از اتلاف وقت نخواهد داشت.

ایزاکز در جای دیگری به طور آشکار می گوید “قدم زدن، دویدن، پریدن، انداختن، گرفتن، بالانس زدن، نقاشی کردن، مهره به نخ کشیدن و… هر یک در زمان مقتضی انجام خواهند شد و کودکان نبایستی مجبور به انجام این امور شوند اگر فرصت انجام این فعالیت ها به آنان داده شود لذت بیشتری از فعالیت خواهند برد و نقش والدین و مربیان فقط مشاهده کودک و رفع موانع او برای انجام این امور است. البته این موضوع نه تنها کار کوچکی نیست بلکه کمک بزرگی به ایجاد مهارت و افزایش توان کودک است.”

ژان پیاژه روانشناس سویسی در موارد قواعد موجود در بازی کودکان معتقد است که تحسین آمیزترین و عالی ترین قواعد و نظام اجتماعی را می توان در بازی کودکان مشاهده کرد، او تیله بازی را به عنوان مثال ذکر می کند، به نظر او این بازی دارای نظام نامه ویژه خود است و تنها یک روانشناس متخصص که حرفه اش ایجاب می نماید و با قواعد کلی بازی آشنا است می تواند به اخلاقیات نهفته در این بازی پی ببرد در بخشی از مقاله ای که وی در مورد قواعد این بازی نوشته است چنین می خوانیم:

“کافی است از کودکان بپرسیم که چگونه بازی می کنند و تقریباً مکالمه را اینگونه شروع کرد، چند تا تیله اینجاست؟ به من یاد بده چطوری با آنها بازی کنم، وقتی بچه بودم من هم بازی می کردم اما حالا بکلی فراموش کرده ام چطوری بازی کنم. بیا با هم بازی کنیم و تو به من قواعد بازی را یاد بده و بعد درست تر با هم بازی خواهیم کرد. تنها کاری که بایستی انجام دهید این است که خود را کاملاً ناوارد نشان دهید و حتی گاهی اشتباهات عمدی بنمایید تا کودک هر بار دقیقاً و به طور واضح قواعد بازی را برایتان شرح دهد، البته واضح است که در طول بازی بایستی همه چیز را جدی بگیرید. نکته مهم این است که خوب بازی نکنید و بگذارید کودک بهتر از شما بازی کند و احساس برتری و زبردستی داشته باشد. فراموش نکنید که گاهی بایستی نشان دهید که بازیکن خیلی کودنی هم نیستند. بدین ترتیب کودک احساس آرامش و آزادی نموده و اطلاعات کاملی راجع به کیفیات و قواعد بازی به شما خواهد داد، گاه در جریان بازی چنان غرق می شوند که شما را نیز یکی از خودشان می پندارند.”

برگرفته از کتاب بازی درمانی (نظریه ها، انجام پژوهش و روش های مداخله)

ارسال نظر