مشکلات مربوط به خواندن

مشکلات مربوط به خواندن

مشکلات مربوط به خواندن

هر چند نوع ارتباط بین مشکلات مربوط به خواندن و پریشانی های عاطفی به طور کامل مشخص نشده است، بررسی ادبیات پیشین تأکید کننده وجود چنین ارتباطی می باشد. به نظر می رسد که مشکلات مربوط به خواندن در اثر ناسازگاری های عاطفی ارضا نشده بروز می کند. مطالعات فراوانی نشان داده اند که ناسازگاری های شخصیتی و مشکلات مربوط به خواندن همراه با هم بروز می یابند. جامعۀ امروزی به حدی بر مهارت های مربوط به خواندن تأکید می کند که ناتوانایی های پیش آمده در این زمینه اغلب باعث بروز ضعف در اعتماد به نفس کودکان می شود. احساس ناامیدی، شکست، و ضعف همراه با مشکلات مربوط به خواندن امکان دارد که به مشکلات عاطفی منتهی شود، و تداوم این مشکل باعث پذیرش شکست توسط خود کودک نیز می شود. جای تعجب نیست اگر در چنین شرایطی کودکان احساس ناامیدی ، ناتوانی، بی ارزشی، و ضعف در تغییر شرایط را داشته باشند. در چنین شرایطی محمل کنترل فرد از وضعیت درونی به حالت بیرونی تغییر می یابد.

همانطور که در مقالات این بخش نوشته شده است، ارتباط ناشی از بازی درمانی به کودکان این فرصت را ارائه می کند که ناامیدی، خشم و ناتوانی خود را نشان دهند، و کنترل را به درون خود برگردانند، و ” مفهوم از خود” مناسبی کسب کرده و احساس قدرت نمایند، زیرا که وجود تمامی این موارد برای ساخت محمل کنترل درونی ضروری است.

استفاده آموزگاران از بازی درمانی برای کودکانی که مشکلات مربوط به خواندن دارند

نویسنده: ویرجینیا اکسلاین

تأکید بر: استفاده آموزگاران از بازی درمانی در کلاس درس به منظور تسهیل آمادگی دانش آموزان در خواندن

مقدمه:

تمامی کودکان توان و قدرت یادگیری دارند. اما امکان دارد که به سادگی در فعالیت های مربوط به فرایند خواندن شرکت نکنند. نقص در آمادگی برای خواندن به عوامل متعدی بستگی دارد. از میان این عوامل می توان به تبدیل علامت های چاپی به کلمات معنی دار، رسش عاطفی، اجتماعی و آن دسته از تجارب زندگی که عامل ایجاد و رشد واژگان می شوند، اشاره کرد. آموزگاران می توانند برای رفع چنین مشکلاتی از بازی درمانی استفاده کنند.

طرح و روش های تحقیق:

۳۷ دانش آموز به منظور شرکت در این پژوهش مورد گزینش قرار گرفتند. این دانش آموزان توسط آموزگاران و از میان دانش آموزانی که به نظر آنان دارای مشکلات اساسی در فعالیت خواندن بودند انتخاب شدند. تمامی دانش آموزان انتخاب شده توسط آزمون مربوط به مهارت خواندن گری و آزمون اولیه مربوط به مهارت خواندن مورد ارزیابی قرار گرفتند. از میان گروه انتخاب و ارجاع داده شده توسط معلمین ۳۷ نفر با پایین ترین نمره بدست آمده از آزمون های ذکر شده، انتخاب شدند و در یک کلاس درس قرار داده شدند بهره هوشی این افراد بین ۸۰ تا ۱۴۸ بود. این دانش آموزان هشت دختر و ۲۹ پسر بودند. چهار نفر از این کودکان دارای مشکلات شدید بینایی بودند. پنج نفر تبار آفریقایی- امریکایی داشتند و ۳۲ نفر بقیه سفید پوست امریکایی بودند.

رفتار کودکان به چندین روش ثبت شد. مشاهده گران آموزش دیده گزارش های هفتگی در مورد رفتار کودکان تهیه کردند. آموزگاران کلاس ها نیز گزارش هایی در مورد تعامل دانش آموزان با یکدیگر نوشتند. در نتیجه تعاملات آموزگاران با دانش آموزان مشخص شد که اغلب انان از مشکلات شدید عاطفی رنج می برند، مشکلاتی مانند؛ طلاق والدین، عدم حضور یکی از والدین به علت شرکت در جنگ و حضور در جبهه، سوء استفاده های جسمی و کلامی در خانه، عدم توجه یکی از والدین، بیماری یکی از والدین، مرگ یکی از والدین و غیره.

چون این مشکلات در آغاز پژوهش مشخص نشده بودند، پس در گزینش دانش آموزان برای حضور در این گروه بندی به عنوان یک ویژگی در نظر گرفته نشدند و در هر حال پژوهشگران در نهایت مشکلات عاطفی را عامل اصلی وجود ناتوانایی ها و مشکلات مربوط به خواندن در نظر گرفتند.

محیط کلاس به نحوی تنظیم شد که افراد بتوانند به راحتی نیاز هایشان را بیان کنند، و دانش آموزان به برخورد و تعامل انفرادی و تک به تک با آموزگاران تشویق می شدند. واکنش آموزگاران با استفاده از روش درمانی،  کودک محوری بود. در این روش تأکید بر کودک است و به دنیای وی و احساساتش احترام گذاشته می شود. در درون کلاس نیز ابزارهای متفاوتی برای بیان خود در اختیار دانش آموزان قرار داشت. این ابزارها عبارت بودند از اسباب بازی، عروسک خیمه شب بازی، ابزارهای موسیقی، و وسایل خلق آثار هنری، نمایش های عروسکی و تئاتر با موضوعات عاطفی مورد تشویق قرار می گرفت. هدف این بود که به کودکان کمک شود تا نه تنها احساساتشان را بیان کنند بلکه از طریق برخورد با موقعیت های ایجاد شده و تفکر در مورد آن ها و کمک به ادراک موضوع، راه حلی برای مشکل خود پیدا کنند.

در گروه های تشکیل شده به منظور آموزش خواندن، دانش آموزان به قصه هایی که برای شان خوانده می شد گوش می دادند و کتاب داستان و قصه می خواندند، پس از آن خودشان قصه هایی می ساختند و برای دیگران بازگو می کردند. وقتی کودکان حضور در گروه را به عنوان یک گزینه دیدند و احساس کردند که حق انتخاب دارند، با کمال میل در گروه حضور یافتند و فعالیت های خواسته شده را انجام می دادند.

چهار نفر از کودکان جلسات ۳۰ دقیقه ای بازی درمانی را به صورت انفرادی دریافت می کردند. این جلسات در طول هشت هفته و هفته ای یکبار انجام می شد. هیچ یک از افراد گروه مداخلات و درمان دیگری را در ارتباط با رفع مشکل خواندن دریافت نمی کردند. در پایان تمامی کودکان آزمون های یکسان مربوط به خواندن(که پیش از این ذکر شدند) و آزمون سنجش هوش را مجدداً انجام دادند.

نتایج:

یکی از دانش آموزان گروه پژوهش را ترک کرد، و گروه ۳۶ نفر شد. مهارت های مربوط به خواندن دانش آموزان به مهارت های مربوط به خواندن کلمات، جملات، و پاراگراف تقسیم شد. در بخش کلمات ۲۱ نفر بیش از آنچه پیش بینی می شد پیشرفت کردند نمرات آنان در خواندن ۴ تا ۱۶ ماه پیشرفت نشان می داد. در بخش جملات ۲۰ دانش آموز پیشرفت هایی از خود نشان دادند که بین ۴/۵ تا ۱۵ ماه بود. در بخش پاراگراف نیز، ۲۲ نفر از دانش آموزان بیش از حد پیش بینی شده پیشرفت کردند. فقط ۶ نفر از دانش آموزان در مهارت های ذکر شده پیشرفت کمتری از آنچه پیش بینی می شد بدست آوردند.

در بخش بهره هوشی چهار کودک تا حدود ۱۸، ۲۴، ۳۲، و ۳۶ نمره پیشرفت نشان دادند. سه نفر از این چهار نفر در جلسات بازی درمانی انفرادی شرکت داده شدند.

چهار نفر از این دانش آموزان در ابتدا بهره هوشی ۱۲۶ را بدست آوردند و در انتها افزایش نمره ای نشان نداند اما این افراد ۱۲ ماه پیشرفت در توان مربوط به خواندن کلمات و جملات بدست آوردند و در بخش پاراگراف نیز هفت ماه پیشرفت نشان دادند.

تفسیر:

این مطالعه نشان می دهد که کودکان در حیطه های مربوط به خواندن زمانی می توانند پیشرفت کنند که جو کلاس به شکلی باشد که در آن معلم به شیوه بالینی نسبت به دانش آموزان واکنش نشان دهد و بیان احساسات کودکان مورد تشویق و قدردانی قرار گیرد. علاوه بر این مشخص شد که هشت جلسه انفرادی اضافی در نظر گرفته شده برای چهار نفر از کودکان باعث افزایش شدیدی در نمرات توانایی های مربوط به خواندن می شود. آن گونه که اکسلاین در این پژوهش نشان می دهد، در زندگی بسیاری از کودکان که مشکلات مربوط به خواندن دارند، عامل عاطفی معنی داری وجود دارد. در هر حال عامل عاطفی چون به راحتی مشخص نمی شود، معمولاً به حالت درمان نشده باقی می ماند و رفع نمی شود.

 

ارسال نظر