لزوم و ضرورت بازی در زندگی کودکان

لزوم و ضرورت بازی در زندگی کودکان

لزوم و ضرورت بازی در زندگی کودکان

بازی جزء لاینفک زندگی کودکان است. لزوم و ضرورت بازی در زندگی کودکان به میزانی آشکار است که گاه وجود آن به علت حضور همیشگی اش فراموش می شود. بازی در زندگی بزرگسالان نیز تأثیر بسزایی دارد و خستگی های ناشی از فعالیت و کار روزانه را از بین می برد.

نقش بازی را از اهمیتی که کودکان به آن می دهند می توان درک کرد، مشاهده می شود که کودک در هنگام بازی آنچنان در کار خود غرق می شود که وجود دیگران را فراموش می کند و احساس می کند که تنهاست، گاه کودک به یک اسباب بازی یا عروسک دلبستگی پیدا می کند و جدایی از آن برایش امری ناممکن می شود.

سؤال این است که لزوم و ضرورت بازی چیست؟ و چه انگیزه خاصی برای بازی کردن وجود دارد؟ وظیفه دیگران در قبال بازی کودکان چیست؟ و مهمترین سؤال این است که با توجه به تغییرات بزرگی که جوامع طی اعصار وقرون با آن روبرو بوده اند چرا بازی هنوز به همان شکل وجود دارد؟

کاوش فراوانی که در تمدن های باستانی انجام شده است نشان می دهد که انسانها همیشه در کنار وسایل مورد نیاز و ضروری زندگی، اسباب بازی هایی نیز برای بازی کودکانشان داشته اند. این امر ضرورت بازی را نشان می دهد. قدمت بعضی از بازی های کودکان به هزاران سال می رسد. در این محدوده سعی شده است به کمک منابع موجود علاوه بر سؤالات ذکر شده قبلی به مجموعه سؤالات دیگری نیز پاسخ داده شود سؤالاتی که معمولاً توسط والدین از متخصصان پرسیده می شود، آنان می خواهند نقش خود را در قبال بازی کودکانشان بدانند، و معمولاً می پرسند که چه نوع وسایل وبازی هایی را بایستی به منظور تسهیل رشد کودک انتخاب کرد.

در مورد ضرورت بازی برای کودکان نکته ای جالب در کتاب برنامه ریزی برای بازی از جرج برناردشاو نقل شده است که ذکر آن بی ارتباط با موضوع نیست او می گوید: کودکان باید خستگی ناپذیر، پر سرو صدا و سرشار از میل به بازی باشند.

لباس هایی که می پوشند را بایستی خاکی و کثیف کنند.

علاوه بر شادی و لذت بایستی خاک و خل را هم به خانه بیاورند.

خلاصه هر آنچه که نشانه ای از آرامش و نظم بیمارگونه دارد، در این مرحله غیر ممکن است.

در همان کتاب تعبیر بسیار زیبایی از دوران کودکی به نقل از شلی شاعر مشهور انگلیسی ذکر شده است:

آیا می دانی کودک کیست؟

کسی که به عشق ایمان دارد

کسی که به باورها ایمان دارد.

او کسی است که کدو تنبل را به کالسکه،

و موش را به اسب مبدل می کند

او کسی است که سکوت و خمودگی را به شور و هیجان

وهیچ چیز را به همه چیز مبدل می کند.

برگرفته از کتاب بازی درمانی (نظریه ها، انجام پژوهش و روش های مداخله)

ارسال نظر