جنبه های رشدی بازی

جنبه های رشدی بازی

هر چند برای بروز جنبه های رشدی بازی کودک سن مشخصی را نمی توان تعیین کرد، با این وجود توالی عمومی و تقریبی از رشد رفتارهای بازی گونه کودک با افزایش توانائیهای وی و اضافه شدن سن قابل پیش بینی است. باید به یادداشت که این توالی تنها رشد توانمندیهای اکتسابی کودک را مورد تأکید قرار می دهد و رفتارهای نا متمایز و سطح پائینی مانند به دهان بردن، انداختن و خم کردن، در نظر گرفته نشده اند.
کودک سه ساله ای که به طور طبیعی رشد کرده است، بازیگری تواناست. در این سن می تواند دانش و آگاهی خود درمورد عملکرد و کاربرد اسباب بازی های آشنا را نشان دهد، و اسباب بازی ها را به شیوه ای مشخص با هم ترکیب کند. (مثلاً، نعلبکی و فنجان را با هم مورد استفاده قرار می دهد و یا شانه و برس را در یک رده برای منظور مشخص در نظر می گیرد) برای نشان دادن طرح واره های پیچیده (مثلاً غذا خوردن) از توالی رفتارها استفاده می کند. برای بازنمایی یک داستان طرح واره های مختلف را مورد استفاده قرار می دهد و در صورت لزوم ابزارها را به صورت نمادین بکار می برد(مثلاً وسیله ای را برمیدارد و وانمود می کند که فنجان چایی است و یا تکه چوبی را به عنوان اسب مورد استفاده قرار می دهد).
لی معتقد است که بازی های نمادین یا بازی های وانمودی می تواند دارای جنبه های زیر باشد:
۱. می تواند متکی به شیء و یا مجموعه ای از عملکردهای مختلف باشد(وانمود سازی توالی های مربوط به یک عملکرد).
۲. می توان از قبل درمورد موضوع آن تصمیم کیری کرد.
۳. یک موضوع و عملکردهای مربوط به آن قابلیت بازنمایی را دارند.
۴. می توان در قالب بازنمایی داستانی انتخاب شده همراه با کلام و گفتار باشد.
توانایی در حال افزایش بازی کودک نشانه ای از زشد عملکردهای شناختی در مسیر ویژه و انحصاری وی است. وجود بازی های تکراری و یکسان علامتی مبنی بر وجود مشکل در روند رشد کودک است و نشان می دهد که رشد کودک در زمینه های اجتماعی- عاطفی و شناختی نیازمند توجه و بررسی است.
برای بررسی جنبه های رشدی بازی کودک سه مفهوم مهم وجود دارند و باید در نطر گرفته شوند. نخست، افزایش نامتمرکز سازی، دوم وانمود سازی در خلال دو سال نخست زندگی کودک و سوم، افزایش انسجام از دو تا پنج سالگی. نا متمرکز سازی نشان دهنده دوری از خود مرکزی و توجه به محیط اطراف، دیگران و اشیاء است. در این مرحله انجام فعالیت های کودک تنها مرتبط با خود وی نیست و در اعمال خود دیگران را در نظر می گیرد و فعالیت های بازی گونه را انجام می دهد.
وانمود سازی به توانایی کودک در استفاده از اشیاء، جدایی از زمینه هایی که آن اشیا برای استفاده شاخته شده اند، دلالت می کند. مثلاً کودک اعمالی مانند خوردن و خوابیدن را بدون قرارداشتن در محیطی مانند آشپزخانه و اتاق خواب بازنمایی می کند، انسجام بر افزایش میزان پیچیدگی های موضوعات موجود در بازی کودکان اشاره دارد، که معمولاً در خلال سالهای پیش از آغاز مدرسه به تدریج میزان پیچیدگی آنها اضافه می شود.
لیندر(۱۹۹۳) مجموعه ای از تحفیفات مربوط به اهمیت آن برای کودکان را خلاصه کرده است. و اهمیت بازی یرای کودکان را به قرار زیر بر می شمارد:
 بازی به عنوان عرصه ای برای انجام فعالیت های مربوط با حل مسئله
 تداعی بازی با توانایی کودکان در تمایز بین اطلاعات مرتبط و غیر مرتبط
 ارتباز بازی با رشد کسب مهارت های انگیزشی و پیگیری انجام امور و فعالیت ها
 انحام بازی به عنوان کسب فرصتی برای افزایش تجارب کودک و از این طریق افزایش ذخیره واکنش های وی
 توانایی بازی در افزایش میزان خلافیت عملکرد و تفکر خلاق کودک
 تداعی بازی با رشد عملکردهای سطح بالای آموزشی، شامل رشد مفاهیم مربوط به طبقه بندی، استدلال فضایی، نمادها، و حافظه ترتیبی
 بازی به عنوان زمینه ای برای تجربه و کسب مهارت های اجتماعی و زبانی
بنابر این بازی تنها فعالیتی نیست که کودک انجام می دهد بلکه فعالیت های مورد نیاز و ضروری برای رشد مناسب، خصوصاً در زمینه عملکردهای سطح بالاتر ذهنی است. در یک جمله می توان گفت بازی برای کودک مفید است.

ارسال نظر