بازی درمانی رفتاری شناختی

بازی درمانی رفتاری شناختی

بازی درمانی رفتاری شناختی

کنل(۱۹۹۵) بازی درمانی رفتاری شناختی، را به عنوان هماهنگ سازی مداخلات رفتاری و شناختی در پارادایم بازی درمانی تعریف می کند. این فرایند چارچوب نظری مبتنی بر اصول رفتاری شناختی در درون یک مدل رشدی ایجاد می کند. چارچوب نظری شناخت درمانی بر اساس مدل شناختی اختلالات عاطفی است. این مدل بر پایه تعامل شناخت، عواطف رفتار و فیزیولوژی شکل گرفته است. رفتار دارای اختلال به عنوان نوعی بروز تفکر غیر منطقی در نظر گرفته می شود و درمان بر اساس تغییرات شناختی انجام می شود. در زمان استفاده از این مدل برای کودکان تأکید مداخله بر کمک به کودک در صورت بندی افکاری است که سازگاری وی با شرایط زندگی کمک می کند، هدف اصلاً این نیست که کودکان مانند بزرگسالان فکر کنند. در بازی درمانی شناختی رفتاری، تأکید فراونی بر درگیری کودک در فرایند درمان نسبت به سایر درمان های رفتاری برای کودکان کم سن وجود دارد. شش ویژگی مرتبط با بازی درمانی شناختی رفتاری عبارتند از:

  1. بازی درمانی شناختی رفتاری کودک را از طریق بازی با درمان درگیر می کند. کودک فعال است و موضوعاتی مانند مقاومت و عدم پیروی می تواند مورد توجه قرار گیرند.
  2. بازی درمانی شناختی رفتاری بر افکار، احساسات، خیالات، و محیط کودک تأکید دارد به این طریق می توان بر روی موضوعات مختلفی مانند فوبی های کودکی، عدم کنترل مدفوع و … تأکید کرد و احساسات کودک در مورد مشکل را نیز در نظر گرفت.
  3. بازی درمانی شناختی رفتاری می تواند استراتژی یا استراتژی هایی برای ایجاد رفتارها و افکار سازشی ایجاد کند، و استراتژی های جدیدی را برای مقابله با احساسات و موقعیت ها به کودک آموزش دهد.
  4. بازی درمانی شناختی رفتاری دارای ساخت هدایتی و معطوف به هدف است، و کاملاً باز و نامحدود نیست. درمانگر با کودک و خانواده، در تعیین اهداف و هدایت کودک به سمت آن اهداف فعالیت می کند.
  5. بازی درمانی شناختی رفتاری تکنیک های تجربی را مورد استفاده قرار می دهد به عنوان مثال می توان گفت که الگودهی از طریق عروسک های دستی و توسط درمانگر انجام می شود.
  6. بازی درمانی شناختی رفتاری امکان آزمون تجربی فرایند درمان را فراهم می کند، و تکنیک مورد استفاده، قابلیت ارزیابی می یابد و مشخص می شود که چه درمانی به وسیله چه شخصی برای یک کودک خاص مؤثرتر خواهد بود و مشکل خاص وی تحت چه شرایطی رفع خواهد شد.

مقایسه هایی میان بازی درمانی غیر هدایتی و آزاد و بازی درمانی شناختی رفتاری انجام شده است که به قرار زیر است:

جهت و اهداف: در بازی درمانی غیر هدایتی جهت بازی درمانی امری پذیرفتنی نیست زیرا چیزی را به کودک تحمیل خواهد کرد و کودک را آن گونه که هست نمی پذیرد. در بازی درمانی شناختی رفتاری اهداف درمانی تعیین می شود و جهت گیری به سمت اهداف پایه ای مداخلات درمانی است.

اسباب بازی ها و فعالیت ها: در بازی درمانی غیر هدایتی و آزاد وسایل بازی، فعالیت ها و جهت بازی همیشه از طرف کودک و درمانگر با همدیگر اسباب بازی ها را انتخاب می کنند.

بازی به عنوان آموزش: در بازی درمانی غیر هدایتی آموزش به صورت مناسب انجام نمی شود چون خود آموزش نوعی جهت یابی و تحمیل به کودک است. در بازی درمانی شناختی رفتاری بازی برای آموزش مهارت ها و تغییر رفتار به کودک ارائه می شود.

ارتباط/ بیان خود: در بازی درمانی غیر هدایتی بیان خود و ارتباط از جانب درمانگر ایجاد نخواهد شد، مگر اینکه کودک ایجادگر آن باشد. درمانگر پذیرشی غیر مشروط از کودک دارد و مفاهیم موجود در بازی های نمادین را تفسیر نمی کند. در بازی درمانی شناختی رفتاری بیان خود و ارتباط به وسیله درمانگر ایجاد خواهد شد. از این طریق درمانگر درگیری و مشکلات کودک را  به بیانات کلامی وی اضافه خواهد کرد.

تشویق: در بازی درمانی غیر هدایتی و آزاد، تشویق نبایستی از جانب درمانگر انجام شود زیرا این عمل بدین معنی است که درمانگر کودک را به صورت کامل نپذیرفته است بلکه می خواهد وی فقط شیوه های مشخصی از رفتار را از خود نشان دهد. در بازی درمانی شناختی رفتاری تشویق یکی از عناصر اساسی است زیرا تشویق به کودک کمک می کند که کدام یک از رفتارهای وی مورد تأیید درمانگر است و کدام یک مناسب نیست. تشویق به کودک کمک می کند که احساس خوبی نسبت به خود کسب کند. این شیوه از درمان در مورد مشکلات خاصی مانند عدم کنترل مدفوع- اختلال گفتاری و زبانی- ترس و سوءاستفاده های جنسی مورد استفاده قرار می گیرد. مثالی از تکنیک های مناسب برای کودکان مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته عبارت است از:

  • تنش زدایی سازمان یافته: از طریق نقاشی و بازی
  • مدیریت رفتار: به عنوان مثال ستاره های تشویقی در زمانی که کودک در رختخواب خود میخوابد.
  • تشویق رفتارهای متضاد با رفتار هدف: به عنوان مثال می توان به کودک گفت، وقتی محکم من را می بوسی خوشم نمی آید اما وقتی بغلم می کنی از این کار خوشم می آید.
  • الگو دهی: وقتی درمانگر احساس های متضاد را از طریق عروسک های دستکشی نشان می دهد.
  • تمرین رفتاری: وقتی درمانگر به کودک آموزش می دهد که مهارت های حمایت از خود را از طریق بازی و با صحنه های ایجاد شده به وسیله عروسک های دستکشی یاد بگیرد از این شیوه استفاده می کند.

کادوسون(۱۹۹۷) استفاده از بازی درمانی شناختی رفتاری را در مورد کودکان مبتلا به کمی توجه و بیش فعالی توضیح داده است. کودک اسباب بازی  یا ابزاری متفاوت با توصیه درمانگر انتخاب می کند، برداشت از این امر این است که وی به صورت نمادین اسباب بازی را به عنوان خودش در نظر گرفته است. بنابراین از این اسباب بازی در روند مداخله استفاده می شود. هدف در نظر گرفته شده برای کودک عبارت است از؛ افزایش توجه بر روی فعالیت و تکالیفی که انجام می دهد. تقویت بیان کلامی عواطف و افزایش کنترل خود. پس از آن ممکن است که کودک به گروه مهارت های اجتماعی معرفی شود تا بتواند رفتارهای یاد گرفته شده خود را تعمیم دهد.

در بازی درمانی رفتاری شناختی، بازی به عنوان یک تکنیک، همانطور که توضیح داده شد به صورت عینی در نظر گرفته می شود. برداشت کاتاناچ(۲۰۰۳) این است که در بازی درمانی رفتاری شناختی، فرایند بازی از جانب فرد بزرگسال ایجاد و هدایت می شود نه کودک. به نظر می رسد قدرت کودک برای بیان احساس و کسب تجربه در نظر گرفته نشده است.در این روش فرد بزرگسال از فرایند بازی به روشی غیر قابل انعطاف برای آموزش رفتار به کودک استفاده می کند. ذات نمادین بازی مورد توجه قرار نمی گیرد بلکه تنها آموزش از طریق اسباب بازی ها و عروسک های دستکشی و بازی های نمایشی مورد نظر است. در هر حال این روش اگر با تصورات و توانمندی های ذاتی کودک بکار گرفته شود، می تواند بسیار سودمند باشد.

برگرفته از کتاب بازی درمانی (نظریه ها، انجام پژوهش و روش های مداخله)

ارسال نظر